ببخشید که چند وقتی نبودم فکر کنم ۶ ماه شده عذر میخوام
میدونم که اونی باید این مطلبو بفهمه میفهمه
میدونم که میای اینجا فقط به قول خودت مرد باشو اگه اومدی برام نظر بزار بدونم که خوندی
این شعرو تقدیم کسی میکنم که بودو نبودش به من غم داد و تو یک مدت کوتاه هم با رفتنش هم با اومدن دوباره اش زندگیمو بهم ریخت
براش ارزوی سخت ترین زندگی و بد بختی مطلق میکنم
ایشالا این بلا سرت میاد تا بفهمی من از دستت چی کشیدم
من تو ما او شما ایشان
من با تو اخرین خیال خام جهان
من با تو عشق عاشقی و عاشقانگی
من بی تو وای لحظه پایان دوستان
نو میکشی و میگذری از جنازه ام
باد شمال هستی و من برگ این خزان
من با خیال تو چه قدمها که میزنم
تو بی خیال من به کجا میروی بمان
حالا نصیب من شده بعد از فراق تو
تنها ترین پیاده روی زیر اسمان
من او شدم برای تو یعنی که ما تمام
ایشان شدم برای شما ختم داستان
یا عشق مدد
سال نو رو به همه دوستان تبریک میگم امیدوارم که امسالشون به از پارسالشون باشه
حالم ایجاب میکنه که غزل فراق بزارم اما این وبلاگ مال دوستانی که میخوننش و نباید با دل تلخ من کامشون تلخ بشه فقط در همین حد بگم که امسال بدون اون سال من تحویل نمیشه
در یک عبور از گذر عاشقانگی
نزدیک میشوم به شب جاودانگی
دیگر نه می هراسم و نه گریه میکنم
من پشت کرده ام به من کودکانگی
دیوانه ام رسول دل بیخیالها
پیغام خنده ها و غم بی بهانگی
دریا شدم و لیک نفهمیده ام هنوز
بی ساحل است این عطش بی کرانگی
ادم به رسم ساده یک چشم دل سپرد
وقتی گذشت از خم راه یگانگی
پس بیصدا ترین غزلم را قبول کن
با من بیا در این گذر شاعرانگی

سال نو مبارک
یا عشق مدد
تنها شدم شبیه تن مرده روی دار
من جذب او شدم که مرا دفع کردو رفت
او مثل گل برای منو من براش خار
خورشید بودو دورو برش پرسه میزدم
حالا خروج کرده ام از روی این مدار
در خون خویش میخزم و بال میزنم
پرپر زدم به رسم کبوتر پس از شکار
یادش به خیر سر به سرش میگذاشتم
یادش به خیر گفتمش ای یار هم قطار
تنها تر از همیشه خویشم بدون تو
بیکس تر از همیشه ام ای عشق ماندگار
حالا نصیب من شده یک چشم پر ز اشک
حالا نصیب او شده یک قلب یادگار
دیگر خدا کند که بمیرم بدون او
دیگر خدا کند که بمیرم بدون یار
یا عشق مدد


